المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
786
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
الف ) كسانى كه عادت آنها در جاهليّت همين گفتار ( ظهار ) بود ، پس از اسلام آوردن ترك كردند ، سپس بعد از اسلام دوباره آن را بر زبان راندند ، كفّاره آنها چنين است . ب ) برمىگردند به آنچه كه با استدراك گفته بودند ، زيرا متدارك و جبران كنندهء امر ، به همان امر برمىگردد . « عود » در ضرب المثل « عاد غيث على ما أفسده » يعنى : باران هر چيزى را از بين ببرد ، فاسد كرده بود به اصلاح آن بازگشت ، از همين باب است . و اين تدارك نزد شافعى بدين گونه است زن را مدّتى نزد خود نگهدارد كه در آن مدّت بتواند از وى جدا گردد . و نزد ابى حنيفه بدين صورت است كه إستمتاع و لذّت بردن از زن را بر خود حلال كند و لو با يك نگاه شهوتآميز . امّا مالك معتقد است كه جبران ، با عزم بر جماع صورت مىپذيرد و معناى آيه اينست كه تدارك و جبران اين قول ، با كفّاره دادن انجام مىپذيرد . ج ) مراد از « ما قالوا » چيزى است كه با لفظ ظهار بر خود حرام كردهاند ، كه طبق اين معنا قول به منزله مقول فيه ، آمده است ، مثل « وَ نَرِثُهُ ما يَقُولُ وَ يَأْتِينا فَرْداً » . « 1 » معناى آيه ، طبق اين تفسير اينست : پس مىخواهند با تماسّ ( كه كنايه از جماع است ) از قول برگردند و اين قول بهترين تفسير است ، چون موافق با فتواى فقهاى اصحاب است كه « عود » را به « ارادهء وطى » تفسير نمودهاند . در تقدير گرفتن « اراده » در اين آيه مثل تقدير در « فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ » « 2 » مىباشد . د ) عقيده فرقه ظاهريّه اينست كه مراد از « عود » تكرار ظهار است . اين قول نيز بعيد نيست ، زيرا به عقيدهء ما كفّاره با تكرار صيغهء ظهار ، مكرّر مىشود ، اما اشكال آن اينست كه مفهوم آيه طبق اين تفسير ، اين مىشود كه كفّاره فقط در صورت تكرار صيغهء ظهار واجب است و بدون تكرار صيغه واجب نيست ، در حالى كه اين مفهوم باطل است . ه ) قول ابى مسلم كه معتقد است مراد اين مىباشد كه بر آنچه كه گفته است ، سوگند ياد كند .
--> ( 1 ) . سورهء مباركهء مريم ، آيهء 80 . ( 2 ) . سورهء مباركهء نحل ، آيهء 98 .